تبليغاتX
اقراء

حسن ختام

با سلام:

با آغاز سال پیامبر اعظم (ص) بر آن شدیم که تا قدمی در راه شناساندن ایشان به عالمیان برداریم. با توکل بر خدا  از ولادت ایشان سخن گفتیم و پیش رفتیم. تا به امروز که سال پیامبر اعظم (ص) خاتمه یافته است. اگر چه همه ی سال ها، سال پیامبر اعظم (ص) است ولی این کار را با رحلت ایشان به پایان می بریم.

 

     امید است مقبول واقع شود

       خداحافظ

                                                           گروه وبلاگ اقراء

 

  ای رهبـر عادل و دل آگـاه

                         از هجر تو سینه هاست پرآه

 

                                                       همواره نگاه بی پناهان

 

                                                                                  بر راه تـو یا بقیه ا...

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:17 توسط گروه اقراء |

پیامبر وآن سوی زندگی (مرگ)

در خطبه ها و سخنان مبارک ایشان

«ای مردم ، گویی مرگ در دنیا برای کسانی جز ما مقرر شده است و گویی حق در آن جز برای ما واجب شده است و گویی مردگانی را که وداع می گوییم ، مسافرانی هستند، آنان را در گورشان جای می دهیم و از میراثشان می خوریم ، چنان که گویی پس از آنان جاودانه خواهیم بود ،

 و هر پند آموزی را فراموش می کنیم و از هر هلاکت (و استیصالی) ایمن می شویم (می پنداریم که هرگز هلاک نمی شویم). خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیب های دیگران منصرف سازد ، خوشا به حال کسی که از دست آورد ناآلوده به گناه (حلال) ببخشد و با فقیهان و فرزانگان همنشینی کند و به جمع مسکینان و بینوایان در آید . خوشا به حال کسی که طبیعت و اخلاقش پاک و نیکو و نیتش خوب باشد و شر خود را از مردم برکنار دارد ، خوشا به حال کسی که مال افزون بر نیازش را ببخشد و زیاده از نیاز سخن نگوید و سنت او را کافی و بسنده باشد و بدعت او را نفریبد».

رسول خدا (ص) فرمود: «کسی از شما برای خاطر آسیبی که به او می رسد، آرزوی مرگ نکند، اگر به انجام آن ناچار گشت، باید بگوید:«پروردگارا، اگر زندگانی برای من بهتر است ، زنده ام بدار و اگر وفات برای من بهتر است ، مرا بمیران».

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمود: «به مسلمان هیچ خستگی، حزن آزار و غمی حتی خواری که به بدنش بنشیند، نمی رسد مگر آن که خداوند به موجب آن برخی از گناهانش را از میان بر می دارد».

رسول خدا (ص) فرمود:« از میان بردارنده ی لذت ها «مرگ» را بسیار یاد کنید».

از ابی جعفر(ع) روایت شده است که: رسول خدا (ص) فرمود: «مرگ ناگهانی تخفیفی برای مومن و مایه ی حسرت برای کافراست ».

رسول خدا (ص) فرمود: «سوی هفت کار پیشی گیرید: آیا جز در انتظار فقری فراموشی آور یا بی نیازی طغیان انگیز یا بیماری تباهی زا یا پیری خرف کننده یا مرگی سریع یا دجال ـ که بدترین غایب مورد انتظار است ـ یا قیامت هستید، و آن( قیامت) ناگوارتر و تلخ تر است ».

رسول خدا (ص) فرمود: «در دنیا چنان باش که گویی بیگانه یا رهگذری».

از ابی عبدا... (ع) روایت شده است که: رسول خدا (ص) فرمود:« داود پیامبر (ع) در روز شنبه ناگهان وفات یافت و پرندگان او را در پرتو بال های خویش گرفتند و موسی، کلیم ا... در بیابان وفات یافت ، پس از (فوت او ) ، فریاد کننده ای از آسمان فریاد برآورد ، موسی (ع) وفات یافت و کیست که نمیرد؟!».

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:10 توسط گروه اقراء |

فلسفه ی بعثت پیامبر (ص)

خداوند حضرت محمد (ص) را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده، به پرستش خود راهنمایی کند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده، به اطاعت خود کشاند . با قرآنی که معنی آن را آشکار کرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خداوند را بدانند که نمی دانستند، وبه پروردگار اعتراف  کنند . پس از انکار های طولانی اعتراف کردند ، و او را پس از آن که نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسند . پس خدای سبحان در کتاب خود بی آن که او را بنگرند خود را به بندگان شناساند ، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند ، و این که چگونه با کیفر ها ملتی را که باید نابود کند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو کرد.

نهج البلاغه، خطبه ی 147

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:9 توسط گروه اقراء |

پارسایی پیامبر (ص)

پیامبر (ص) دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود. و می دانست خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید . پیامبر (ص) از جان و دل بر دنیا پشت کرد، و آن را از دلش می راند .

دوست می داشت که زینت های دنیا از چشم او دور نگاه داشته شود،تااز آن لباس فاخری تهیه نسازد ، یا اقامت درآن را آرزو نکند، و برای تبلیغ احکامی که قطع کننده ی عذر هاست تلاش کرد، و امت اسلامی را با هشدار های لازم نصیحت کرد، و با بشارت ها مردم را به سوی بهشت فرا خواند و از آتش جهنم پرهیز داد.

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:5 توسط گروه اقراء |

ره آورد پیامبر (ص)         

پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد (ص) را مبعوث فرمود، در روزگارانی که عرب کتابی نخوانده و ادعای وحی و پیامبری نداشت ، پیامبر اکرم (ص) با یارانش بر مبارزه با مخالفان پرداخت تا آن که بر سر منزل نجات کشانده و پیش از آن که مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا کرد، و شکسته حالان را زیر بال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان که راه گمراهی پیمودند. و در آن خیری نبود. همه را نجات داده و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن که آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه شان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله ی آن سپاه بودم، تا باطل شکست خورد و عقب نشست و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نکردم، و سستی در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شکافم تا حق را از پهلویش بیرون کشم .

نهج البلاغه، خطبه104

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:4 توسط گروه اقراء |

آخرین خطبه ی پیامبر (ص)

از فضل بن عباس روایت شده است که گفت: رسول خدا (ص) به نزد من آمد، من به عزم دیدار آن حضرت بیرون آمدم، و او را دردمند یافتم که سرش را بسته بود و فرمود که ای فضل دستم را بگیر. دستش را گرفتم تا این که بر منبر نشست. آنگاه فرمود: در میان مردم ندا کن (سپس که) مردم به نزد آن حضرت گرد آمدند، فرمود: «اما بعد، ای مردم من (همزبان) با شما خداوندی را که معبود راستینی جز او نیست حمد و سپاس می گویم، و باید بگویم که در میان شما، اضطرابی بر من عارض شده است. اگر پشت کسی را تازیانه زده ام این پشت من، باید از آن قصاص گیرد و اگر آبروی کسی را دشنام داده ام، این آبروی من، باید از آن قصاص گیرد. و اگر مال کسی را گرفته ام، این مال من است، باید از آن برگیرد. و نباید از کینه و انتقام من بترسد. چون که آن در شأن من نیست. بدانید دوست داشتنی ترین شما در نزد من کسی است که حقش را، اگر دارد، از من بگیرد یا حلالم کند. آنگاه اگر به دیدار پرردگارم روم، پاکیزه نفس باشم و همانا می بینم که کار به سامان نرسد مگر آن که در میان شما بارها برخیزم و سخنم را تکرار کنم.

پیام پیامبر، خرمشاهی و انصاری

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:2 توسط گروه اقراء |

دعاهای پیامبر(ص)

پیامبر اکرم (ص) دعا می نمود:

خداوندا؛ آن مقدار از خشیت و خوف خود نصیب ما کن که بین ما و سرپیچی از فرمانت حایل شود. وطاعتی به ما عنایت کن که ما را به بهشت تو برساند و یقینی عطا کن که مصیبت های دنیوی را بر ما آسان گرداند. و ما را از گوش ها و دیدگانمان و توانی که ما را به آن زنده داشته ای ، بهره مند ساز و آن را میراث بر ما قرار ده. و انتقام ما را بر عهده ی آنان قرار ده که بر ما ستم روا داشته اند و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان و مصیبت ما را در دین ما قرار مده و دنیا را بزرگترین اندیشه ی ما و نهایت دانش ما مگردان و کسانی را که به ما رحم نمی کنند، بر ما تسلط مده.

پیامبر اکرم (ص) دعا می نمود:

بارخدایا، کسی که به  تو ایمان آورد و گواهی دهد که من فرستاده ات هستم، لقایت را محبوب او قرار ده  و قضایت را بر او آسان گردان و از دنیای بی ارزش کم به او بده، و کسی که به تو ایمان نیاورد و گواهی ندهد که من فرستاده ات هستم دیدارت را محبوب او قرار مده و قضایت را بر او دشوار گردان و از دنیا بسیار به او بده.

پیام پیامبر، خرمشاهی و انصاری

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:0 توسط گروه اقراء |

وداع

 در غروب روزگارم، در حسرت نگاه مهربانت به باغ تنهایی و غربت قدم گذاشتم. چون تو گفتی بیا، آمدم، آمدم تا با تو باران را ببویم و بفهمم. آمدم تا تو بر زخم کهنه قلبم مرهم باشی. ای عزیزی که صدایت لحظه ها را به بوی بهار پیوند می زند.

وقتی پر پرواز درآوردی و رفتی ماه شب هایم با دیگر ستاره ها هم نشین شد. لحظه هایم سوخت و قاب دل از شکوفه های آرزو خالی شد.

چرا رفتی؟ چرا نگاهت را از پنجره خشک کومه وجودم برداشتی و بی صدا وداع کردی؟

ای سبزه زار تنهایی دشت خالی دلم، صدای پرستوها را می شنوم که از تو یاد می کنند. اکنون بغض شکسته را در گلویم قربانی خواهم کرد تا به حرمت تو هرگز نبارند من اسیر دردم و خیالم گرفتار خزان، چگونه بخوانم و بمانم، ای شاهزاده روح و خیالم، اگر از سرزمین خسته دلم گذشتی، به حرمت خدا و عشق سلام همه خسته ها را پاسخگو باش.

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:55 توسط گروه اقراء |

رحلت پیامبر (ص)

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفر حج در عرفه، در مکه و در غدیر خم، در مدینه قبل از بیماری و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانی عمومی، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیماری و پیری مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.

                                    ادامه متن را در (ادامه مطلب) بخوانید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:55 توسط گروه اقراء |

نیایش

ای یزدان پاک روا مدار که همچون دنیاپرستان از درگاه تو عمر بسیار خواهیم و در هر نفس در پی نفس دیگر، و به دنبال هر روز، روزی دیگر و گام دیگر تمنا بداریم.

ای ایزد مهربان، میان ما و مرگ الفتی برقرار کن که به رویش لبخند زنیم و سایه اش را برای خویش مأمنی مطمئن بشماریم، تا آن زمان که به سراغمان می آید مشتاقانه به آغوشش درافتیم و زیر سایه اش بیارامیم.

ای خدای محبوب، چنان که در فروغ نیکی ها و جلوه های جمال مرگ را بپاییم و هم چون مرغی که در قفس در اشتیاق آزادی پر و بال می زند از دام طبایع به درآییم و به سوی تو پرواز کنیم.

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:53 توسط گروه اقراء |